داریوش اقبالی توی این ساعت شوم توی این فصل کبود وسط تعزیه هیشکی نیست هیشکی نبود توی هیر و ویر این جشن جنجال سکوت کی صداتو برده میهن خشم آلود؟ خورشید تو کی برده و کی سایه تو آتیش زده؟ کی از پی این همه شب شب رفته و شب اومده مگه تو تقویم سکون ستاره تو چاه کیه سال روی شاخ چی و خندق سر راه کیه؟ بگو تو فال قهوه مون عجوزه بد خواه کیه؟ آفتاب لب بوم کی و عقرب روی ماه کیه؟ خورشید تو کی برده و کی سایه تو آتیش زده؟ کی از پی این همه شب شب رفته و شب اومده خونه از گریه
برچسب:
نویسنده: حمید شمس
تاريخ: پنجشنبه
30 شهريور
1402 ساعت: 17:17