مرا ترکیست مشکین موی و نسرین بوی و سیمین بر سها لب ، مشتری غبغب ، هلال ابروی و مه پیکر چو گردد رام و گیرد جام و بخشد کام و تابد رخ بُود گلبیز و حالت خیز و سحر انگیز و غارتگر دهانش تنگ و قلبش سنگ و صلحش جنگ و مهرش کین به قد ، تیر و به مو ، قیر و به رخ شیر و به لب ، شکّر چه بر ایوان ، چه در میدان ، چه با مستان ، چه در بستان نشیند ترش و گوید تلخ و آرد شور و سازد شرّ چو آید رقص و دزدد ساق و گردد دور ، نشناسم ترنج از شَست و شَست از دست و دست از پا و پا از سر !
برچسب:
نویسنده: حمید شمس
تاريخ: يکشنبه
4 مرداد
1405 ساعت: 0:15