خرید بک لینک
دهانت را میبویند مبادا گفته باشی دوستت دارم... دل ات را می بویند روزگار غریبی ست نازنین و عشق را کنار تیرک راه بند تازیانه میزنند عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد در این بن بست کج و پیچ سرما آتش را به سوخت بار سرود و شعر فروزان میدارند به اندیشیدن خطر مکن روزگار غریبی ست نازنین آن که بر در میکوبد شباهنگام به کشتن چراغ آمده است نور را در پستوی خانه نهان باید کرد آنک قصابان اند بر گذرگاه ها مستقر با کنده و ساتوری خون آلود روزگار غریبی ست نازنین و تبسم را

برچسب: نویسنده: حمید شمس تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1402 ساعت: 17:17

صفحه بندی